سهراب ...
سهراب![]()
عشق .............
عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده ![]()
![]()
سر فرو بردم در اینجا تا کجا سربر کنم ![]()
خسته ام از کویر
![]()
این کویر کور و پیر
![]()
این هبوط بی دلیل
![]()
این سقوط نا گزیر
بهترین دوست.....
![]()
![]()
![]()
بهترین دوست دوستی است که تو قادر باشی با او روی ایوان خانه تاب
![]()
![]()
بازی کنی
![]()
حتی کلمه ای هم حرف نزنی اما وقتی از او خداحافظی کردی
![]()
احساس کنی بهترین گفت وگوی عمرت
![]()
![]()
را با او داشته ای...
![]()
![]()
![]()
خلوت....
ازتنهاترین خلوت خویش محبت را به سویت فرستادم یادت همیشه در کنارم بود
رشک بردم
بر آنکه کنارت بود
مهرت را من هرگز نبردم از یاد دل از آن تو بود
یاد تو در خاطر بود
آه ......
![]()
![]()
![]()
![]()
من ازهجوم ابرهه از فیل خسته ام عمریست در نبود ابابیل خسته ام
این روزها که کشتن هابیل ساده است من در کنار این همه قابیل خسته ام
عیسی کجاست تا که بیاید چرا که من سوگند بر قداست انجیل خسته ام![]()
از بسکه سالهای گذشته مرا شکست از سالهای مانده به تحویل خسته ام
کی میشود به میل خودم زندگی کنم باور کنید از این همه تحمیل خسته ام
یک روز میرسد که از این فرط خستگی من از تمام مردم این ایل خسته ام
![]()
![]()
![]()
![]()
